ياسنت لويى رابينو ( مترجم : غلامعلى وحيد مازندرانى )
62
مازندران و استرآباد ( فارسى )
از سنگها را تا ساحل دريا برد كه هنوز هم در محلى بنام سىسنگان ديده ميشوند ( بين خير رود كنار و كلارستاق ) . پس از خشك شدن آن اراضى را كشت و زرع كردند و منوچهر شهر رويان « 1 » را در آن محل برپا ساخت . ابو الفداء مينويسد شهر رويان به شهرستان نيز معروف و بر قلهء محلى كوهستانى در 16 فرسخى قزوين واقع بوده و بر طبق اظهار ياقوت رويان پايتخت ناحيه كوهستانى طبرستان بود . چنان كه آمل مركز قسمت جلگه و هموار آن بود . رويان عماراتى زيبا داشت و باغات آن از لحاظ حاصلخيزى مشهور بود . نزديك رويان شهر كوچك سعيد آباد « 44 » واقع بوده است . در تاريخ 21 ذى الحجه 740 هجرى ( 1240 مسيحى ) استندار جل الدوله اسكندر شروع به تجديد بناى قلعه و شهر كجور نمود . رويان ( كه كجور هم خوانده ميشد ) در موقع تاختوتاز مغول خراب شد . وى در اطراف شهر باروها كشيده و ارك آن را در 21 ذى الحجه 746 هجرى تمام كرد و در ناحيهء رويان قلعه شاه دز را كه خود در آنجا منزل داشت بنا نمود . بلوك كجور « 2 » از طرف مغرب محدود است به چالوس كه آن را از كلارستاق جدا ميسازد . از مشرق به سولده در نور و از جنوب به بلوك نور و از سمت شمال بدرياى خزر . توابع آن از قرار ذيل است : بلده ، خورشيد ( كورشيد ) ، رستاق ، انگاس ، بندپى ، فيروز كلا ، علوى كلا ، گيران ، كاليج « 3 » ، كچه رستاق ، كلو رودپى ، خير رود كنار ، كوهپر ، پنج رستاق ، ياپنجك رستاق ، رانوس « 4 » رستاق ، چلندر ، زند رستاق . سكنهء كجور خواجهوندها و گيلكها هستند كه هر كدام حاكم بخصوص
--> ( 1 ) - رجوع كنيد به زنداوستا ص 416 فر گرد 25 و كتاب دارمشتتر ص 508 پاورقى و نيز به كتاب ايرانشهر ماركوارت ص 136 . ( 2 ) - رجوع كنيد به ضميمهء اول ( ج ) دهات كجور . ( 3 ) - اهالى كالج تلفظ مىكنند . ( مترجم ) ( 4 ) - امروز ( زانوس ) ميخوانند . ( مترجم )